«نوغان» كه مي توان آن را هسته اوليه شهر مشهد دانست، بر اساس منابع مستند، قبل از تابران، مركز «ولايت توس» بوده و موقعيت آن و همجواري با «راه ابريشم» و كاروانسراهاي اين اين مسير، به شناخته شدنش كمك كرده بود. «رباط ارسلان جاذب» كه از قديمي ترين ابنيه دوره اسلامي مشهد است (قرن پنجم)، اهميت سوق الجيشي و تجاري اين شهر را مي نماياند. نويسنده «حدود العالم» در سال 372 قمري از وجود معادن «فيروزه»، «سرب»، «سرمه»، «شبه» (نوعي سنگ) در كوههاي توس و ساخت «ديگ سنگي» و «سنگفشان» در نوغان خبر داده است كه از اين ميان ديگ سنگي از جمله مهم ترين صادرات نوغان بوده و به نوشته وي شلواربند و جوراب از ديگر محصولات صادراتي اين شهر بوده است. اطلاعات قابل توجهي از وضعيت اقتصادي مشهد تا قرن هشتم هجري در دست نيست، ليكن در سال هاي پاياني حكومت «غزنويان» (429 ه.ق) كاروانسرايي توسط «ابوالحسن عراقي» در مشهد ساخته مي شود و موقوفاتي نيز به آن اختصاص مي يابد كه نشان از رونق تجاري اين شهر دارد. شغل عمده مردم مشهد تا اين زمان «سنگ تراشي» بوده و ولايت توس، دياري ثروتمند، محل عبور قافله هاي تجاري بوده و به تبع آن دزدگاه تلقي مي شده است. اين گونه به نظر مي رسد كه در دوره ايلخانان اهالي توس، به خصوص مردم مشهد و نوغان، همچنان به سنگ تراشي اشتغال و در اين كار مهارت بسزايي داشته اند. چون مؤلف «آثارالبلاد» در همان زمان نوشته است: همان طور كه خداوند آهن را در دست داوود چون موم نرم كرد سنگها را هم در دست توسيان نرمش پذير ساخت. رشد اقتصادي شهر مشهد به شكل جديدي از دوره صفوي آغاز مي شود. شاه اسماعيل اول مذهب تشيع را به عنوان دين رسمي كشور قرار داد و از اقدامات شاهان صفوي در بهبود و احياي راهها، ساخت و تعمير كاروانسراهاي بين راهي و ايستگاههاي امنيتي، منجر به بهبود شرايط سياسي، اقتصادي كشور و از آن جمله مشهد شد و اين شهر را تبديل به يك كانون فرهنگي – گردشگري و در عين حال يك مركز تجاري – اقتصادي مهم كشور كرد. به خصوص در زمان شاه عباس براي جلوگيري از فرار سرمايه هاي ايراني به مكه و مدينه، يك سلسله اقدامات مؤثر براي رونق شهر مشهد و تأمين نيازهاي زائرين صورت گرفت. در اين دوره اقتصاد شهر مشهد بيشتر متكي به مشاغل پايه اي و غير پايه اي بوده است. لازم به ذكر است كه درون بارو و خارج از باروي شهر، مزارع و روستاهاي فراواني وجود داشته است كه مازاد توليد خود را به شهر مشهد ارسال مي داشتند و در مقابل تحت امنيت شهري به سر مي بردند. از توليدات مهم مهم مشهد در عصر صفوي بايد از ابريشم، پنبه، گوشت و پوست دام، فيروزه، آهن و سرب ياد كرد. افزايش تعداد كاروانسراهاي مشهد كه شمار آنها را 90 باب ذكر كرده اند نشان از رونق تجارت در اين دوره دارد. از جمله كاروانسراهايي كه در اين دوره احداث شدند، مي توان به «خان سلطانم»، «خان لزگيها»، «شاه وردي خان»، «خان قورخانه»، «خان محمدرضا بيك»، «خان شيخ حسن» و «خان بلوچ» اشاره كرد. بخش عمده اي از اقتصاد شهر مشهد طي قرن اخير، بر فعاليتهاي تجاري استوار بوده است به طوري كه در «دايره المعارف بريتانيكا» آمده است: «مشهد مركز اداري استان خراسان، بر سر راههاي ارتباطي قرار گرفته است. يك جاده مناسب براي وسايل نقليه موتوري در شمال خراسان به سمت تهران از طريق شاهرود وجود دارد، همچنين جاده اي به سمت جنوب تا دزدآب (زاهدان امروز) كشيده شده و به سيستم راه آهن هند وصل مي شود. راه آهن ماوراء خزر (شوروي سابق) از شمال خراسان و در خاك شوروي كشيده شده است و ايستگاه مهم عشق آباد فقط چند مايل تا مرز ايران (باجيگيران)، فاصله دارد، حجم تجاري عبوري از راه مشهد، در سالهاي 1925 و 1926 ميلادي، معادل 000/400/38 قران بود كه اين مقدار 000/000/19 قران مصرف واردات بوده است. كالاهاي صادراتي بر حسب حجم، شامل قالي (000/700/5 قران) پوست و چرم (213/550/5 قران)، ترياك(4351600)، چوب، پنبه، پارچه، ابربشم و فيروزه است. كالاهاي وارداتي عبارت بودند از: قند، چرم و پوست، پارچه هاي نخي، فرش، كانيها و فلزات.» اقتصاد مشهد با احداث «راه آهن» (سال 1336 ه.ش) و «فرودگاه»، دچار تحول مهمي شد.