خراسان باستاني؛ مرز ايران و توران
در دورة باستان؛ ايران به چهار مرز يا منطقه در چهار جهت شمال، جنوب، خاور و باختر تقسيم مي شد و خراسان تمام مناطق شرقي، مگر سيستان را دربر مي گرفت. در آغاز دورة اسلامي حتي ماوراءالنهر (فاصله ميان رودهاي جيحون و سيحون) بخشي از خراسان به شمار مي آمد و اين ايالت تا مرز چين و پامير و و كوه هاي هندوكش پيش مي رفت؛ اما به تدريج حدود خراسان دقيق تر و كوچكتر شد؛ به گونه اي كه ديگر آن سوي جيحون را دربر نمي گرفت. وقتي اعراب مسلمان بر ايران مسلط شدند، خراسان چهار بخش يا «رَبع» داشت و چهار شهر بزرگ آن يعني نيشابور،مرو، هرات و بلغ مركز هريك از اين ربع ها بودند. بنابراين وقتي از خراسان تاريخي سخن مي گوييم، بايد بدانيم كه به وسعت امروزي خود داخل مرزهاي ايران محدود نمي شود و بخش عمده اي از كشورهاي افغانستان و تركمنستان را دربر مي گيرد و اگر از نظر زماني تا دورة باستان عقب برويم، باز هم بزرگ تر مي شود و بخش هايي از كشورهاي تاجيكستان و ازبكستان را شامل مي گردد. هنگامي كه آريايي ها از مرز خراسان به ايران آمدند، به سه شاخة مادي، پارسي، و پارتي تقسيم شدند؛ ماده ها به شمال غرب و غرب ايران رفتند، پارس ها در جنوب و جنوب غربي سكني گزيدند و پارت ها نيز در خراسان باقي ماندند. ابتدا مادها به دست گرفتن قدرت سياسي، سلسلة «ماد» را بنيان نهادند وسپس پارس ها سلسلة هخامنشي را تأسيس كردند. امپراتوري آنها پس از 229 سال به دست اسكندر مقدوني واژگون شد و اندكي بعد حكومت بيگانه و غير ايراني «سلوكيان» سراسر ايران را تحت سلطة خود گرفت. نخستين نشانه از مقاومت و جنبش ايرانيان در برابر سلوكيان در خراسان - يعني سكونتگاه پارت ها - ديده شد. پارت ها از حدود سال 250 پيش از ميلاد به رهبري دو برادر به نام هاي «ارشك» (=اشك) و «تيرداد» قيام خود را از خراسان آغاز كردند و به تدريج سلوكيان را از تمام ايران بيرون راندند. پايتخت پارت ها كه سلسلة «اشكانيان» را شكل دادند، شهر بزرگ «صد دروازه» در حدود دامغان و در مرز خراسان بود؛ اما بعد ها به سبب آن كه مرزهاي غربي دولت اشكاني مورد هجوم روميان واقع شد، مركزيت سياسي نيز به بين النهرين انتقال يافت تا ستاد فرماندهي به صحنة جنگاوري نزديكتر باشد. به هر روي خراسان در دورة پارت ها از مهم ترين ايالات ايران بود و بعد ها در عصر «ساسانيان» در هيأت يكي از بزرگترين مراكز تمدن ايراني نمودار شد. در اين زمان دين رسمي ايران زردتشتي بود و آتشكده هاي بسياري در سراسر قلمرو ساساني وجود داشت؛ اما از ميان همه، سه آتشكده مهم تر، معتبرتر و مقدس تر تلقي مي شدند؛ اين سه عبارت بودند از آتشكده «آذر فَرَنبَغ» كه آتش آن مويدان اختصاص داشت: «آذر گُشنَسب» كه آتش شاهان و لشكريان در آن شعله ور بود و «آذر بَرزين مهر» كه آتش كشاورزان را در خود نگاه مي داشت. آذر برزين مهر در خراسان بود و به احتمال زياد بقاياي آتشكده كه در «ريوند» در شمال غرب نيشابور وجود دارد، متعلق به همين آتشكده است. از اين فراتر برخي اعتقاد دارند كه آيين زردتشت ابتدا در سدة ششم پيش از ميلاد در خراسان نشر يافته و سپس به جاهاي ديگر رفته است. بعدها كه در دورة پادشاهي «قباد» پدر «خسرو انوشيروان» (نيمة دوم سدة پنجم ميلادي) نظم ناعادلانه طبقاتي و فشار فزاينده بر طبقات فرودست، موجب خيزش «مزدك» شد، خراسان از نواحي مهم در انتشار اين آيين انقلابي بود؛ به گونه اي كه حتي پس از سقوط ساسانيان و ورود اسلام به ايران، مزدكيان قدرت و نفوذ زيادي در خراسان داشتند. برخي هم گفته اند كه اساساً مزدك اهل نيشابور بود؛ هرچند هم گفته اند كه زادگاه او به طور دقيق معلوم نيست. از اين گذشته در دورة ساسانيان، دين بودايي نيز در نواحي دوردست خراسان مانند بلغ و تُخرستان داراي پيروان بسيار بود. قرار گرفتن خراسان در مرز ايران با چين و هند و همچنين در مسير جاده ابريشم، مبالات فرهنگي با ديگر تمدن ها را اجتناب ناپذير مي ساخت و از همين ديدگاه است كه بايد به رواج بوديسم در مناطق شرقي و شمال شرق ايران نگريست. مرزي بودن خراسان پيامدهاي ديگري هم داشت: اقوام نيمه بودي ساكن در آسياي مركزي كه تحت فشار جمعيتي و كمبود منابع زيست، در جستجوي سرزمين وسيع تري بودند، بارها به خراسان يورش مي آوردند و در زندگي مردم اختلال هاي جدي ايجاد مي كردند. شدت اين يورش ها بدان پايه بود كه شاهان ساساني را ناگزير ساخت در بخشي از نواحي شمال شرق ايران، ديوار دفاعي بزرگي را به مانند ديوار چين بسازند تا بدين وسيله از تاخت و تاز اقوام نيمه بودي جلوگيري كنند. اين ديوار بر خلاف ديوار چين از گزند حوادث در امان نماند و به تدريج از ميان رفت و البته آن گونه كه بايد و شايد هجوم مردمان آسياي مركزي را سد نكرد. اين هجوم ها - چنان كه خواهيم گفت - در تمام دوره اسلامي ادامه داشت و بلاي بزرگي در خراسان و سراسر ايران فرود آمد. بي سبب نيست كه در ادبيات اسطوره اي ما، خراسان مرز ميان ايران و توران است.