اسكندر، سلوكيان و آميزش با فرهنگ يوناني
اسكنر از اهالي مقدونيه در منطقه بالكان (شمال يونان) بود كه همراه با سپاه بزرگي از مقدونيان و يونانيان عازم فتح ايران شد. شكست دادن هخامنشيان كار چندان دشواري نبود، زيرا از سال ها پيشتر اين دولت دچار ضعف دروني شده بود. وقتي اسكندر در سه جنگ پياپي و بزرگ، مقاومت سپاه ايران را درهم شكست و سراسر آن را به تصرف در آورد، تا جلگه پنجاب و اطراف رود سند در هندوستان پيش رفت، اما شرايط بد اقليمي و بي ميلي سپاهش براي پيشروي بيشتر، او را ناگزير به بازگشت كرد. او در صدد حمله به شبه جزيره عربستان بود كه دچار تبي شديد شد و در سن 32 سالگي درگذشت (324 پ.م) گفته مي شود كه اسكندر در پي اتحاد ميان اروپايي ها و ساكنان خاورميانه بود و از همين رو دستور به ازدواج 10 هزار تن از سپاهيانش با دختران و زنان ايراني داد. اما اين طرح با مرگ زود هنگام وي مسكوت ماند و متصرفاتش به سرعت تجزيه شد. در اين بين ايران به يكي از سرداران بزرگ اسكندر به سلوكوس رسيد كه تا سال 312 پ.م همه ايالت هاي ايران را مطيع خود ساخت. اما بلافاصله پس از مرگ او، فروپاشي سلسله تازه پاي سلوكيان آغاز شد. البته آنها تا سده دوم پيش از ميلاد دوام آوردند، اما قلمروشان پيوسته رو به كاستي و قدرتشان رو به زوال بود. در مجموع دوره سلوكي در مقايسه با دوران هخامنشي و بعدها دوره ساساني، زمانه باشكوهي براي ايران نبود، اما در شؤون زندگي اجتماعي ايرانيان و بر فرهنگ و تمدن ايران تأثيرات شگرفي برجاي نهاد. در دوره سلوكي، آميزش مقدونيان با ايرانيان كه موجب سكونت بسياري از آنها در ايران شد و نيز شيوة زمامداري سلوكيان موجب شد كه زبان آرامي به عنوان زبان رسمي عصر هخامنشي متروك شود و زبان يوناني جاي آن را بگيرد؛ به گونه اي كه حتي تا سال ها پس از انقراض سلسلة سلوكي اين زبان در ايران رواج داشت. از اين گذشته فرهنگ و هنر يوناني در نقاط مختلف ايران نفوذ كرد. بدين سان ايرانيان فرهنگ بومي خود را از كف ندادند، اما فرصتي به دست آوردند تا با درآميختن در فرهنگي ديگر، فرهنگ و تمدن خود را بيش از بيش غني سازند و ابعاد جديدي بدان بيفزايند. سرانجام سلسلة سلوكي به دست گروهي از اقوام آريايي به نام پارتيان كه در شمال شرق ايران ساكن بودند، برافتاد.